اخبار فرهنگ

وب سایت خبری فرهنگ آخرین مطالب و اخبار را به صورت لحظه ای به شما نمایش میدهد...





بتوانی

من تا آخر عمرم از پژاک متنفرم+تصاویر

درخواست حذف اطلاعات




زن آرام نشسته؛ آرام تر از آنکه بتوانی با کلمات وصف کنی...



نور چگونه وارد قلب می شود؟

درخواست حذف اطلاعات




حوزه/ مفسر قرآن و نهج البلاغه گفت: نشانه این که نور وارد قلب شده این است که خیلی راحت بتوانی به ملک ...



استاد حسین انصاریان تبیین کرد: نور چگونه وارد قلب می شود؟

درخواست حذف اطلاعات




مفسر قرآن و نهج البلاغه گفت: نشانه این که نور وارد قلب شده این است که خیلی راحت بتوانی به ملک الم...



قطار سوژه های سردرگم کننده

درخواست حذف اطلاعات




همیشه معتقد بودم اگر از فیلمی بتوانی حتی چند ثانیه قیچی کنی ولی خللی در فهم بیننده ایجاد نشود، همان چند ثا...



افتخار خادمی و خدمات صادقانه ایرانیان به عتبه مقدسه

درخواست حذف اطلاعات




نگاهی به طرح توسعه حرمین شریفین و فعالیت های بازسازی عتبات عالیات- بخش پایانی ایرج نظافتی خادم اهل بیت(ع) بودن توفیقی ...



دکتری قدیانی: تنها راه حل منطقی مشکلات کشور توجه به نخبگان و استفاده از ظرفیت آنهاست/ قشقا

درخواست حذف اطلاعات




آیین مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ب...



بخشندگی با دستان خالی

درخواست حذف اطلاعات




برای اهدای عضو سن و سال ، فقیر یا غنی بودن ، سکونت در بالای شهر و پایین شهرمهم نیست مهم این است که دل بزرگی داشته باشی و آنقدر مهربان باشی که بتوانی اعضای...



خوشحالی بازیکن پرسپولیس از لقب آچار فرانسه!

درخواست حذف اطلاعات




ربیع خواه در پاسخ به این سوال که آیا از لقب آچار فرانسه خوشت می آید؟ گفت: بله، من خوشم می آید.اینکه ب...



هنرمندی که با پیچ صورت خود را طراحی می کند

درخواست حذف اطلاعات




یک از روشهای طراحی استفاده از ابزار غیر معمول برای طراحی های عادی است. شاید طراحی چهره یک انسان با استفاده از رنگ و قلم چیز هیجا...



هنرمندی که با پیچ صورت خود را طراحی می کند + عکس

درخواست حذف اطلاعات




یک از روشهای طراحی استفاده از ابزار غیر معمول برای طراحی های عادی است. شاید طراحی چهره یک انسان با استفاده از رنگ و قلم چیز هیجا...



مهراوه شریفی نیا از زندگی خصوصیش می گوید

درخواست حذف اطلاعات




بچه های دهه شصت بچه هایی هستند که حتی کارتون ها و فیلم هایی که می دیدند هم اینطوری بود که تو باید آدم قوی باشی سختی بکشی تا بتوانی به مادرت بر...



مصاحبه ای با تیم برتون / برتون از همکاری های پربارش با جانی دپ می گوید

درخواست حذف اطلاعات




published in: جهان تیم برتون آدم غیرقابل درکی است. درباره او می گویند؛ باید بوربنک کالیفرنیا را دیده باشی که بتوانی تیم برتون و دنیایش را درک کنی! شهر کودکی تیم کوچک با حال وهوای شهرک های دهه پنجاهی یا دهه شصتی که هوایش همیشه آفتابی بود. آن جا و در آن آرامش ...



مصاحبه ای با تیم برتون / برتون از همکاری های پربارش با جانی دپ می گوید

درخواست حذف اطلاعات




published in: جهان تیم برتون آدم غیرقابل درکی است. درباره او می گویند؛ باید بوربنک کالیفرنیا را دیده باشی که بتوانی تیم برتون و دنیایش را درک کنی! شهر کودکی تیم کوچک با حال وهوای شهرک های دهه پنجاهی یا دهه شصتی که هوایش همیشه آفتابی بود. آن جا و در آن آرامش ...



نوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرس

درخواست حذف اطلاعات




فرزانه یوسفی پور از استارت آپ کاملا دخترانه شان و مشکلاتی که پشت سر گذاشته اند می گویدنوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرساستارت آپ داری دختر و پسر نمی شناسد بلکه یک ایده بکر و منحصر به فرد لازم دارد و اراده و باوری قوی که بتوانی کوه مشکلات پیش رو را به دوش بکش...



نوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرس

درخواست حذف اطلاعات




فرزانه یوسفی پور از استارت آپ کاملا دخترانه شان و مشکلاتی که پشت سر گذاشته اند می گویدنوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرساستارت آپ داری دختر و پسر نمی شناسد بلکه یک ایده بکر و منحصر به فرد لازم دارد و اراده و باوری قوی که بتوانی کوه مشکلات پیش رو را به دوش بکش...



نوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرس

درخواست حذف اطلاعات




فرزانه یوسفی پور از استارت آپ کاملا دخترانه شان و مشکلاتی که پشت سر گذاشته اند می گویدنوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرساستارت آپ داری دختر و پسر نمی شناسد بلکه یک ایده بکر و منحصر به فرد لازم دارد و اراده و باوری قوی که بتوانی کوه مشکلات پیش رو را به دوش بکش...



نوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرس

درخواست حذف اطلاعات




فرزانه یوسفی پور از استارت آپ کاملا دخترانه شان و مشکلاتی که پشت سر گذاشته اند می گویدنوروچلنج؛ گجتی پوشیدنی برای مهار استرساستارت آپ داری دختر و پسر نمی شناسد بلکه یک ایده بکر و منحصر به فرد لازم دارد و اراده و باوری قوی که بتوانی کوه مشکلات پیش رو را به دوش بکش...



امیر عابدزاده: خدا را شکر می کنم که به تیم ملی دعوت شدم؛ این اتفاق برای من یک شروع جدید اس

درخواست حذف اطلاعات




دروازه بان ایرانی تیم ماریتیمو پرتغال از دعوت شدنش به تیم ملی ایران ابراز خوشحالی کرد. طرفداری-امیر عابدزاده، دروازه بان ماریتیمو پرتغال در خصوص دعوت شدنش به تیم ملی اظهار داشت: خدا را شکر می کنم که به تیم ملی دعوت شدم. اتفاق خیلی خوب برای من در زندگی افتاد و آرزوی هر بازیکنی این است که پیراهن تیم ملی کشورش را بپوشد. به یکی از اهدافم رسیدم و این اتفاق برای من یک شروع جدید است. به گزارش فارس، دروازه بان تیم ماریتیمو پرتغال افزود: تا به امروز تلاش زیادی کردم و از این لحظه باید تلاشم را دوچندان کنم که بتوانم این جایگاه را حفظ کنم و روز به روز پیشرفت کنم و به جایگاه های بالاتری برسم. می دانم هر...



برناردو سیلوا: در موناکو به من لقب آدامس بادکنکی داده بودند

درخواست حذف اطلاعات




یار تازه وارد سیتیزن ها از بازی کردن برای تیم ملی کشورش شادمان است.طرفداری- برناردو سیلوا در مصاحبه اخیر خود با فیفا به دنبال پیروزی 1-0 کشورش پرتغال برابر روسیه، از حس خود برای بازی برای میهنش و همچنین لقبی که در فرانسه داشت گفت. به گزارش منچستر اونینگ نیوز، سیلوا که نخستین خرید پپ گواردیولا برای فصل 18-2017 بود، گفته است: فصل گذشته در موناکو، تیمم و مربی آن به من در راستای کاری که توانایی انجامش را داشتم، اعتماد کردند. به همین خاطر خیلی خوشحالم که توانستم که به آن ها کمک کنم و در مورد امشب هم حس خوبی دارم. به شخصه از حضور در اینجا و نمایندگی برای کشورم خوشحالم. ولی بله، بردن حسی بهتر دارد زیرا این یک بازی بزرگ برای پرتغال بود. خوشبختانه ما کاری را انجام می دهیم که دو...



مسعود ابراهیم زاده: سیاست گسترش فولاد بها دادن به جوانان است؛ برای شروع لیگ لحظه شماری می

درخواست حذف اطلاعات




مدافع - هافبک تیم گسترش فولاد سیاست این باشگاه را بها دادن به بازیکنان جوان دانست.طرفداری- مسعود ابراهیم زاده درباره شرایط گسترش فولاد، دیدار تدارکاتی این تیم مقابل تراکتورسازی و خصوصیات اخلاقی لوکا بوناچیچ صحبت هایی را با تسنیم انجام داده است که در ادامه می خوانید: از وضعیت گسترش فولاد بگو. به نظر می رسد تیم تان در سکوت کامل خودش را آماده آغاز لیگ برتر می کند. تیم ما نسبت به سال قبل تغییرات زیادی داشته و خیلی جوان تر شده است. بازیکنان جوان ما هم انگیزه زیادی دارند. امیدوارم این انگیزه آنها مثبت باشد و بتوانیم در پایان لیگ به هدفی که داریم، برسیم. یک هفته به آغاز لیگ برتر مانده است و ما هم برای آغاز بازی ها لحظه شماری می کنیم. در دیداری دوستانه هم مقابل تراکتورسازی با تساوی متوقف شدید ... تراکتورسازی تیم بزرگی است. مقابل این تیم بازی خوبی داشتیم. دو تیم هم فرصت هایی روی دروازه یکدیگر ایجاد کردند که به جایی نرسید. در این دیدارهای دوستانه نتیجه مهم نیست. در این دیدارها هر دو تیم هم بیشتر به دنبال شناسایی نقاط ضعف خودشان هستند. سال گذشته نتوانستید به هدف گذاری که باشگاه انجام داده بود، برس...



رنج ناتمام زهرای 6 ساله

درخواست حذف اطلاعات




سلامت نیوز:همه خانه را محلی امن و مایه آسایش می دانند که قدم نهادن درونش امنیت و آرامش برایت به ارمغان می آورد. پدر و مادر که باشی تمام تلاشت را برای فراهم آوردن مأمنی امن برای دردانه هایت می کنی اما دریغ از داشتن آرامش خاطر در آن. حال تصور کن فرزندی بیمار و علاج ناپذیر داشته باشی و هر روز ذره ذره آب شدنش را مشاهده کنی. فرزندی که حتی آرزوی بازی و شیطنت کردن در دلش مانده و نمی تواند مثل همسن و سالان خود جست و خیز کند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، با دیدن هر روزه او چنان درد جانکاهی تمام وجودت را فرامی گیرد که در وصف نمی گنجد. حال تصور کن پدر و مادر چنین فرزندی باشی و کاری از دستت ساخته نباشد. فقط باید جیبی پر پول داشته باشی تا تنها بتوانی از دردکشیدن عزیز دردانه ات جلوگیری کنی. حال فکر کن با چنین وضعیتی در روستا هم زندگی کنی اما مجبور باشی برای رسیدگی به وضعیت نامساعد فرزندت به شهر مهاجرت کنی تا شبانه روزت را صرف کار کردن کنی و بتوانی از پس مخارج سنگین خانه و خانواده و فرزند بیمارت بربیایی و دردناک تر اینکه بیماری فرزندت لاعلاج و ناتمام باشد و هیچ امیدی به بهبودی نداشته باشی و تو فقط به فکر تسکین دردش باشی و بس.. زهرا دختری 6 ساله حاصل ازدواج فامیلی و والدینی است که در همین حوالی زندگی می کنند. او استخوان های شکننده ای دارد و همین بیماری اجازه حرکت به او نمی دهد. دلش می خواهد بازی کند و بدود و در آغوش مادرش بنشیند، دلش هوس یک قایم باشک تمام نشدنی با دوستانش را دارد اما افسوس نمی تواند. این جملات، تنها گوشه ای از درد و دل و آرزوهای کوچک این دخترک معصوم است که از بدو تولد به بیماری نادر اسنئوژنزیس ایمپرفکتا ، یک بیماری ارثی بافت همبند مبتلاست و در آن استخوان شکننده شده و در نتیجه استخوان های بلند دچار شکستگی می شود. این بیماری باعث شده او سهمی از بازی های کودکانه، مسافرت، مهدکودک و در یک کلام زندگی عادی نداشته باشد. زهرای زیبای گزارش ما با موهای پرپشت و چشمانی شهلا به علت ابتلا به این بیماری، در گوشه خانه با پای گچ گرفته نشسته و ریز ریز نگاهمان می کرد. از شدت درد وارده و ماندن در گوشه خانه بسیار غمگین شده بود چرا که او آرزوی یک زندگی معمولی را دارد، خواسته هایی که برای ما بسیار معمولی است و به چشم نمی آید اما برای این دختر به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده... حکایت این گزارش زندگی غم انگیز خانواده بهشتی ، اهل روستای سرخ آباد همدان است که فرشته ای بیمار دارند و به علت نادر بودن این بیماری و فقر مالی توان تسکین بخشیدن به بال های شکسته او را ندارند. وقتی به چشمان مادر زهرا می نگرم درد عمیقی در نگاهش موج می زد. به راحتی می شود از چشمهایش بی خوابی و چشم انتظاری که جزء جدایی ناپذیر زندگی فقیرانه اش بود را حس کرد، علت بیماری دخترش را جویا شدم و او به روایت زندگی دردناک خود پرداخت و گفت: حدود ۱۰ سال پیش با پسر خاله ام در روستای کوچکی، ازدواج کردیم. پس از گذشت چند سال از زندگی مشترکمان متوجه ناباروی خود شدم بنابراین به پزشک مراجعه کرده و با رعایت نکات پزشکی، زهرا به زندگی ما قدم نهاد. روزهای نخست همه چیز خوب و معمولی می گذشت تا زمانی که دخترم یک و نیم ساله شد و هر شب و روز به شدت گریه می کرد و چون علت زجه کشیدنش را نمی دانستیم نزد پزشک رفته و دریافتیم که دخترم به بیماری نادر و بدون درمان اسنئونزیس ایمپرفکتا مبتلاست. مادر زهرا پس از پاک کردن اشک هایش ادامه داد: برای درمان نور زندگیمان به پزشکان زیادی مراجعه کرده ایم، حتی یکبار زهرا را به تهران نیز بردیم اما گفته اند این بیماری لاعلاج است و فقط با قرص و دارو می توان بخشی از دردهای زهرا را که بر اثر شکستی پا یا کمر و دستانش است، جلوگیری کرد اما از شما چه پنهان از لحاظ مالی توان هزینه های زیاد دارو و بستری دخترم را نداریم. راستش را بخواهید وضعیت زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تأمین کنیم به همین علت اکنون امیدمان به خداست که با لطف خود به دختر بی گناهمان یک زندگی عادی ببخشد. او که سختی روزگار ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده بود، در توصیف وضعیت زهرا اظهار کرد: دختر کوچکم گاهی از شدت درد شب ها نمی تواند بخوابد، اکثر اوقات گریه می کند و از تنهایی و ماندن در یک گوشه از خانه زجر می کشد. دوست دارد به مهدکودک برود اما چون خانه ای که در آن زندگی می کنیم، پله های زیادی دا...



چگونه راندمان کاری خودمان را بسنجیم؟

درخواست حذف اطلاعات




رسیدن به موفقیت مستلزم استفاده بهینه از تمام فرصت هاست اما استفاده بهینه به چه معناست؟ به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ زمانی که در طول روز سخت مشغول کار هستید، چه سر کار و چه در خانه، به سادگی در تله اندازه گیری بازدهی خود با توجه به تعداد کارهایی که انجام داده اید، می افتید. اما راه های بهتر و مهم تری هم برای قضاوت درباره عملکرد روزانه تان هستند. شما می توانید در پایان روز یا زمانی که می خواهید برنامه ریزی کنید، این سوالات را از خود بپرسید. آیا امروز کاری انجام دادی که باعث شود در آینده بتوانی سود بزرگی از آن ببری؟ از خود بپرسید آیا کاری انجام داده‎ای که بتوانید آن را به عنوان یک سرمایه گذاری در نظر بگیرید، به این معنی که انتظار دارید تلاش شما در آینده به شکل چندباره نتیجه دهد. مثال: طراحی یا یادگرفتن استراتژی یا رویکردهایی که باعث می شوند به شکل مداوم بازده شما بیشتر شود و تواناییتان بالاتر رود. یادگرفتن یا به دست آوردن ابزار جدیدی که شما را تواناتر می کند. آیا امروز رابطه مهمی را ساختی یا قوی تر کردی؟ اهمیت این سوال نیازی به توضیح ندارد، اما اگر به صورت طبیعی به شکل دادن رابطه های جدید اولویت نمی دهید و ارزش روابط اجتماعی را زیاد نمی دانید، بسیار مهم است که این اصل را نظر بگیرید. هزینه فرصت ها. حتی اگر کارهایی که انجام داده اید نتیجه بخش بوده باشند، آیا چیزی بوده است که می توانستید زمان خود را صرف آن کنید و نتیجه بهتر و بیشتری از آن بگیرید؟ از خود بپرسید: “با انجام دادن کارهایی که امروز کردم، چه کارهایی را انجام ندادم؟” آیا امروز کاری انجام داده اید که نشان دهنده ارزش های شما باشد؟ به طور مثال اگر مهربانی یکی از مهم ترین ارزش های شخصی شماست، آیا امروز به طور خاص با کسی مهربان بوده اید؟ این کار می تواند به سادگی همدردی با همکاری باشد که روز خوبی نداشته است. توجه کنید در صورتی که این کار باعث شود ...



علیپور: دلم روشن است که پرسپولیس قهرمان آسیا می شود؛ از گلزنی خوشحالم اما راه درازی در پیش

درخواست حذف اطلاعات




مهاجم تیم فوتبال پرسپولیس گفت: هر بار که با بازیکنان تیم صحبت می کنم به آنها می گویم که دلم روشن است که می توانیم امسال قهرمان آسیا شویم.طرفداری- علی علیپور در خصوص قهرمانی پرسپولیس در سوپرجام فوتبال، شرایط پرسپولیس در لیگ برتر، گلزنی های خودش در مسابقات و موارد دیگر صحبت هایی را با خبرنگار فارس مطرح کرد که در زیر می خوانیم: پرسپولیس هم که در نهایت سوپرجام را مال خود کرد. به هر حال ما فصل سختی را پشت سر گذاشتیم و برای این مسابقات زحمات زیادی هم کشیدیم. خوشحالم که جواب یک فصل زحمت ما اینطور داده شد و توانستیم سوپرجام را مال خود کنیم.خوشحالم که بعد از قهرمانی در لیگ برتر دومین جام را در طی 2 ماه به دست آوردیم. برخی ها معتقدند که نفت تهران خیلی تیم قدرتمندی نبود و پرسپولیسی ها کار بزرگی انجام ندادند. به هر حال من به این مسائل اعتقاد ندارم چرا که یک مربی در تیم تاثیرش را می گذارد و به تیم شخصیت می دهد. بازیکنان نفت انگیزه بسیار زیادی داشتند و همه هدف شان این بود که سوپرجام را بگیرند. آنها تیم جوانی بودند و انگیزه زیادی هم داشتند و می خواستند خودشان را نشان دهند. آنها صد در صد آمده بودند که در بازی برنده شوند اما ما تیم بهتری بودیم و برنده شدیم. فصل را با گلزنی آغاز کردی. فکر می کنی در طول مسابقات بتوانی این روند را ادامه دهی؟ به هر حال هر بازیکنی از گل زدن خوشحال است و من هم خیلی خوشحالم که توانستم برای تیمم گل بزنم. به هر حال می دانید که راه دراز است و مسابقات زیادی در پیش داریم. مطمئنم سعی خواهم کرد بیشتر از این گل بزنم و در ادامه این روند خوب را ادامه دهم اما نگاه من به تمرینات مثل بازی های رسمی است. همانطور که در بازی های رسمی تلاش می کنم در تمرینات هم تلاش زیادی انجام می دهم. همه هدف من امسال این است که بتوانم به تیم ملی برسم. صحبت از تیم ملی کردی. فکر می کنی امسال که منتهی به جام جهانی است، این شانس را داشته باشی که به تیم ملی برسی؟ قطعا هر بازیکنی دوست دارد برای تیم ملی کشورش بازی کند. من هم از این قاعده مستثنی نیستم. البته نه فقط امسال بلکه در همه سال هایی که بازی کرده ام برای رسیدن به پیراهن تیم ملی تلاش کردم و امیدوارم امسال بتوانم نظر کادر فنی و به خصوص کارلوس کی روش را جلب کنم. مطمئنا دوست دارم هم به تیم ملی دعوت شوم و هم اینکه برای پرسپولیس بازیکن مؤثری باشم و در این راه همه تلاشم را خواهم کرد. لیگ برتر از 2 روز دیگر آغاز می شود. شرایط پرسپولیس را برای آغاز مسابقات چطور ارزیابی می کنی؟ شرایط تیم ما خوب است و از این بابت خوشحالم. قهرمانی در سوپرجام کمک زیادی به ما کرد تا از لحاظ روحی...



برای یک کاهش وزن موفق، هر چند وقت یکبار خود را وزن کنیم؟

درخواست حذف اطلاعات




سلامت نیوز:تحقیقات نشان داده مرتب وزن کردن خود – به صورت روزانه یا هفتگی – با کاهش وزن در ارتباط است. به گزارش سلامت نیوز به نقل از سایت دکتر کرمانی، من مادر دو دختر جوان هستم و همین طور که آنها بزرگ می شدند سعی کردم ترازو را از خانه مان دور نگه دارم. به عنوان یک مادر نمی خواستم دخترانم خودشان را بر اساس ارقامی که روی ترازو می بینند ارزیابی کنند. به شخصه، سایه ظلم ترازو را روی سرم حس کرده ام – مانند بسیاری دیگر از خانم ها – و ارزش و اعتبار خود را با بالا و پایین رفتن چند کیلوگرم روی ترازو می سنجیدم. به عنوان یک زن جوان، دچار اختلال تغذیه ای شده بودم و قسمت بزرگی از روند بهبود یافتنم شامل خوردن آنچه دوست داشتم و پرهیز از رفتن روی ترازو می شد. حالا به عنوان یک فرد بالغ، سالی یک بار خودم را وزن می کنم. غذای خوب می خورم، ورزش می کنم و از آنجا که از نظر ژنتیکی هم مورد عنایت خدا قرار گرفته ام بدنم زیاد تغییر نمی کند، اما این مورد درباره همه مراجعینم صدق نمی کند. بسیاری از خانم ها حتی وقتی که غذای خوب می خورند و ورزش می کنند باز هم با وزنشان مشکل دارند. قسمت دشوار؟ وزن اهمیت دارد وقتی مطبم را راه اندازی می کردم دائم با این سوال روبرو بودم که آیا باید مراجعینم را در هر بار مراجعه، وزن کنم؟ من باید ناراحتی های شخصی شان را نیز به حساب بیاورم. یک سوم جمعیت جهان اضافه وزن دارند و بسیاری از بیماری های شایع – بیماری های قلبی، دیابت، سرطان، سکته مغزی، کلسترول بالا – به چاقی مربوط می شوند. بنابراین وزن اهمیت دارد. اگر بتوانم با کاهش وزنی که مراجعم سال پیش اضافه کرده، فشار خونش را پایین بیاورم این کار را خواهم کرد. بیشترین استفاده ای که از وزن در کارم می کنم، این است که به مراجعین ناامید با افزایش وزن نشان می دهم تنها یک کیلوگرم به وزنشان اضافه شده است و نباید خود را بابت آن سرزنش کنند. سپس به آنها می گویم بیا ببینیم چگونه می توانیم سبک غذا خوردن و ورزشت را تغییر دهیم تا بتوانی بدنت را التیام ببخشی. با این حال اگر کسی نخواهد وزن کند این کارها را انجام نمی دهیم. اگر هم کسی دچار اختلال وزن باشد، او را به صورت کورکورانه وزن نمی کنیم، فقط من وزنش را می بینم بدون اینکه خودش بفهمد. ایجاد مرزهای روشن، کلید استفاده از ترازو به روشی سالم است اینکه هر کدام از ما چه زمانی باید خود را وزن کند، چه معنایی می تواند داشته باشد؟ اول اینکه بسیار مهم است که درک کنید، وزنتان در واقع...



گادوین منشا: در مورد جدایی احتمالی طارمی از بازیکنان دیگر بپرسید؛ پرسپولیس تیم قابل قبولی

درخواست حذف اطلاعات




مهاجم جدید تیم فوتبال پرسپولیس، مصاحبه ای مفصل و خواندنی داشته است که در ادامه خواهید خواند:طرفداری- گادوین منشا در خصوص حضورش در تیم پرسپولیس، جدایی از تیم پیکان، مبلغ قراردادش با سرخپوشان و موارد دیگر صحبت هایی کرد که در زیر می خوانید: فارس: از وضعیتت در پرسپولیس چقدر راضی هستی؟ باید بگویم که از وضعیتم خیلی راضی ام. پرسپولیس تیم قابل قبولی است و به خوبی با این تیم و بازیکنانش ارتباط برقرار کرده ام. این روزها هم ما بازیکنان مشغول انجام تمرینات لازم و بدنسازی پیش از آغاز فصل هستیم. فارس: سال گذشته فصل رویایی در پیکان داشتی. چقدر امیدوار هستی که امسال هم بتوانی در تیم جدیدت همان درخشش را تکرار کنی؟ طبیعی است که من پیش از حضورم در پرسپولیس از این تیم و شرایط آن اطلاعاتی کسب کنم و با شناخت به این تیم آمدم. باید صادقانه بگویم که احساس می کنم می توانم در پرسپولیس بازیکن مؤثری باشم و امیدوار هستم بتوانم خواسته های کادر فنی را برآورده کنم. هدفم این است که امسال بیشتر و بهتر نسبت به سال قبل کار کنم تا بتوانم عملکرد بهتری از خود به جای بگذارم. این موضوع همیشه مدنظر من بوده که با کار بیشتر بتوانم دستاورد بیشتری داشته باشم. فارس: به عنوان یک بازیکن خارجی و جدید با برانکو درباره شرایطت در پرسپولیس صحبت کرده ای؟ من می دانم که در راستای تحقق اهداف موفقیت آمیز باید در تیم مشارکت زیادی داشته باشم و تلاش خودم را در این خصوص خواهم کرد. البته صحبت هایی هم با برانکو انجام دادم و این یک مسله طبیعی است چرا که او سرمربی تیم است و به همه موضوعات اشراف دارد. در این شرایط طبیعی است که با ارتباط خوب با برانکو و بازیکنان می توانم اطلاعات و وضعیت خوبی داشته باشم. البته در روزهای گذشته بیشتر از آنکه با هم صحبت کنیم، کار کرده ایم. هدف کلی همه ما این است که بیشتر کار کنیم تا شرایط بهتری به وجود بیاید. در همه جای دنیا همین است. کار کردن همواره بهتر از صحبت کردن است. فارس: به عنوان یکی از ستاره های لیگ به پرسپولیس آمدی و این موضوع قطعا فشار زیادی روی تو وارد خواهد کرد. چطور می خواهی با این فشارها کنار بیایی؟ این را همه می دانند جایگاه پرسپولیس عالی است. همانطور که جایگاه هواداران این تیم بسیار بالاست. پرسپولیس تیمی است یا بهتر بگویم باشگاهی است که هر کسی در آن باشد با همه وجود کار می کند و چیزی کم نخواهد گذاشت. در ایران شرایط اینگونه است که اهداف فردی و گروهی خیلی مورد توجه قرار دارد. به همین دلیل باید همه ما شکل واقعی خودمان را داشته باشیم تا خواسته باشگاه و هواداران تامین شود. فارس: در طی سال های قبل معمولا بازیکنان خارجی در پرسپولیس بازدهی خوبی نداشتند. آیا تو می توانی در همین شرایط عملکرد فوق العاده ای از خود به جای بگذاری؟ طبیعی است که این روزها روزهای ابتدایی حضورم در پرسپولیس است و از قبل تجربیات بازی در این تیم را ندارم اما فکر می کنم آنچه لازم و ضروری است این است که بیش ا...



اعتماد به نفس کودکان دبستانی را چگونه بالا ببریم؟

درخواست حذف اطلاعات




والدین برای فرزندان خود بهترین ها را می خواهند و بهترین چیزی که یک فرزند میتواند داشته باشد اعتماد به نفس بالاست تا در زندگیش بتواند به موفقیت برسد. به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ کودکان نیاز دارند که به چشم افرادی توانا و قدرتمند دیده شوند، اما آنها از دانش و مهارت لازم برای رشد خود بهره مند نیستند. فهرست کارهایی که می توانند انجام دهند کمتر از آنهایی است که نمی توانند. آنها واقعاً به کمک شما برای رشد خود نیاز دارند. عبارات تشویقی عبارات غیرتشویقی تو می توانی انجام دهی تو همیشه اشتباه می کنی، کمی دقت کن من به تو ایمان دارم شک دارم بتوانی آن را انجام بدهی کارت خوب است می شد از این بهتر هم عمل کنی از ترانه ات لذت بردم موسیقی خوبی بود، اما بعضی از نت های پایانی اش نقص داشت بازی ات خوب است خب، بازی تو کمی بهتر شده چگونه فکر می کنید؟ واکنش هایی که والدین و سایر بزرگسالان به فعالیت کودک نشان می دهند نشان می دهد که خودش را کارامد یا ناکارامد تصور کند. آیا شما به اینکه چگونه کودکتان به موفقیت های خود افتخار می کند توجه کرده اید؟ آنها اغلب اصرار دارند که شما به آنچه درست کرده اند نگاه کنید و نظرتان را بگویید. مقاله مرتبط: چگونه کودکی باهوش داشته باشیم؟ حس مشترک والدین حس مشترکی بین تمام والدین وجود دارد که این است: اگر من بخواهم کودکی توانا داشته باشم، باید تمام اشتباهاتش را به او تذکر دهم و آنها را تصحیح کنم. اما باید دانست که منتقد همیشگی بودن تنها یک چیز به کودکان یاد می دهد: تو نمی توانی کاری را درست انجام دهی. وقتی والدین به جنبه های مثبت کار کودک توجه دارند، در واقع به داشتن احساس خوب در بچه ها کمک می کنند. برای اینکه به رشد اعتماد به نفس کودکتان کمک کنید به این موارد توجه داشته باشید: بر توانایی ها و موفقیت های کودکتان تأکید کنید. به او نشان دهید که به توانایی هایش ایمان دارید. اسباب موفقیت فرزندتان را فراهم کنید. واکنشی که به موفقیت های آنها نشان می دهید، مثبت اما واقع بینانه باشد. البته هیچ پدر و مادری نمی تواند جلوی تمام شکست های ممکن فرزند خود را بگیرد. کودکان شکست را نیز مثل موفقیت تجربه می کنند. اما آنهایی موفقند که ضعف ها و اشتباهاتشان را می پذیرند و در آخر به این نتیجه می رسند که به رغم همه چیز، شایسته اند. طبق یک ضرب المثل قدیمی، «هیچ چیزی به اندازه موفقیت یاددهنده نیست». اجازه دهید فرزندتان طعم شیرین موفقیت را بچشد. او را بیشتر در موقعیت هایی قرار دهید که احتمال موفقیت هست، نه شکست: لباس هایی را که مشکل پوشیده می شوند شما تنش کنید و لباس های ساده را به آنها واگذارید. برای ا...



فال روزانه : فال امروز 29 اردیبهشت

درخواست حذف اطلاعات




فال روزانه 29 اردیبهشت امروز شما چگونه خواهد گذشت ؟ فروردین: همه چیز در حال بهتر شدن است، اما یک نگرانی وجود دارد که به راحتی و به طور معجزه آسا ناپدید نخواهد شد. اما حتی با شاد بودن بیش از اندازه هم می توانی بدون اینکه موضوعات مهم را نادیده بگیری زمان کافی برای لذت بردن اختصاص بدهی. تو مهارت ذاتی داری و می توانی زمانی هم که آشفته هستی فکرت را در لحظه حال متمرکز کنی. به جای آنکه افکارت را در همه جا پراکنده کنی با آماده شدن برای رویارویی برای اتفاقاتی که پیش می آید از تمرکزت هوشیارانه استفاده کن. اردیبهشت: امروز می تواند روز شگفت انگیزی باشد. به جای اینکه به تمام چیزهایی که شاید هم درست نباشند فکر کنی، از فرصتهای خوبی که اکنون وجود دارند بهره بگیر. نگران نباش، در حقیقت هیچ دلیل طالع بینانه ای وجود ندارد که بخواهی از آنچه که در آینده برایت اتفاق می افتد ترس داشته باشی. نیاتت را روی روشهای ساده متمرکز کن تا زندگی ات را زیباتر بسازی. شما حق داری که شاد باشی و هیچ دلیل قانع کننده ای وجود ندارد که خودت را از خوشبختی محروم کنی. خرداد: یک اتفاق غیرمنتظره امروز شما را وارد یک ماجرای احساسی می کند و در ابتدا ممکن است که خیلی احساس راحتی نکنی. در موارد دیگر شما شاید با بی خیالی از این نوع رابطه عمیق اجتناب می ورزیدی، اما حالا آن را می پذیری. ارتباط با دیگران در ماجرایی احساسی شما را با مفهوم عمیق تر لذت بردن و روحیه قدردانی آشنا می کند. تیر: حتی اگر شما هدایت کردن موجی از احساسات بیان نشده را ادامه دهی، باز هم از تجربه خیلی شیرینی که قرار است برایت اتفاق بیفتد دور نمی شوی. شما باید در عشقی که در اطرافت هست باقی بمانی برای اینکه بهترین اتفاقها برایت امکان پذیر می شود و اگر شما بیمناک باشی، زندگی ات خالی از چیزهایی می شود که در واقع شما می خواستی داشته باشی. مرداد: تردید در دوست داشتن باعث می شود بیشتر در خاطرات گذشته به سر ببری تا در زمان حال. اگرچه شما ترجیح می دهی که بعضی از چیزها را به صورت خصوصی حفظ کنی، سهیم کردن دوستان نزدیک یا خانواده تان در ضعف هایتان می تواند مرهمی بر یک زخم کهنه باشد. شهریور: حتی اگر نگران خواسته هایت هستی، به خاطر سلامتی ات بهتر است که آنها را بیان کنی تا اینکه پیش خودت حفظشان کنی. حتی اگر برخلاف میلت است، یکبار امتحان کن. مواظب باش؛ موقعی که شروع می کنی دیگران را در احساسهایت شریک کنی، قطع کردن این روند ممکن است سخت باشد. هرچیزی که به نظر می رسد بیشتر اوقات تثبیت شده است را تشویق کن. مهر: به نظر می رسد که همه چیز به سمت بهتر شدن پیش می رود. برای اینکه ستاره اصلی شما ی...



چگونه با فرزندان طلاق گرفته رفتار کنیم؟

درخواست حذف اطلاعات




به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ درباره این موضوع که «رابطه خانواده با فرزندان طلاق گرفته چگونه باید باشد»، می توان مطلب را به دو دسته رفتار با فرزندان دختر و تأثیرات آن و رفتار با فرزندان پسر و تأثیرات آن، تقسیم بندی کرد. در زمینه رفتار با فرزندان پسر، پس از طلاق، تمایل شدید والدین به ازدواج مجدد است و حتی پس از مدت زمان کوتاهی از جدایی، این درخواست از سوی والدین مطرح می شود؛ درحالیکه براساس تجربه و مطالب گفته شده در متون علمی، افراد پس از جدایی باید حداقل تا دوسال دست به ازدواج مجدد نزنند، چرا که پس از جدایی از همسرشان، دچار خلأ عاطفی شده و سعی می کنند برای خودشان جایگزین پیدا کنند. به همین دلیل سریع عاشق شده و دچار معضلی تازه می شوند. این مشکل باعث می شود که انتخاب آنها براساس عقل و منطق نباشد و کاملاً احساسی با قضیه برخورد شود و شکست دوم رقم بخورد و ضربهٔ به مراتب بدتری از شکست اول و ازدواج اول بر فرد وارد شود. این گونه ازدواج های هیجانی، نتیجه فشارهای زیاد خانواده بر فرد و دخالت های زیاد و نادرست آن ها بر زندگی شخصی و انتخاب هایش است. آن ها به فرد این موضوع را می قبولانند که دلیل شکست در زندگی گذشته تو نبودِ نظارت ما بر آن بوده است و در ازدواج دوم ما باید نظارت داشته باشیم تا بتوانی انتخاب درستی داشته باشی؛ این یعنی محدودکردن استقلال فرد برای ازدواج دوم. در فرزندان دختر، موضوع فشارآوردن برای ازدواج دوم کمتر است؛ اما به جای آن، کنترل و فشار بر رفت وآمد بیشتر می شود و فرد برای هر گونه ملاقاتی با افراد دیگر تحت فشار قرار خواهد داشت. به او دیگر اجازه هر گونه رفتار و رفت وآمدی داده نمی شود. بعد از مدتی خانواده دختر به خود این اجازه را می دهد تا در تمام مسائل شخصی فرد دخالت کند و حتی دیده می شود بعد از این مدت، خواهر و برادرهای فرد نیز در امور شخصی وی دخالت می کنند و استقلال را به معنای واقعی از وی می گیرند. افراط و تفریط رویه خانواده ها در ایران پس از طلاق به صورت افراط و تفریط است. در یک حالت فرد به شدت تحت کنترل و نظارت است، حتی در مسائلی مانند دوست یابی و ارتباط برقرارکردن با افراد. حالت دیگر رهاکردن وی برای انجام هر کاری و احیانا اسیرشدن در یک عشق هیجانی است. در واقع در برخی خانواده های ایرانی هیچ گونه تعادلی در برخورد با فرزندان طلاق گرفته و جداشده وجود ندارد. گاهی دیده می شود که خانواده دختر و پسر در ازدواج مجدد، تنها هدف خود را برپایه انتقام گیری از همسر گذشته فرد استوار می کنند و به دنبال دختری بهتر یا پسری مناسب تر می گردند. ازدواج هایی که بر پایه حس انتقام جویی صورت می گیرد، در نمونه هایی با شکست بدتری مواجه می شود. نکته قابل توجه، فرزندانِ این گونه مردان و زنان جداشده هستند که پس از جدایی و طلاق دچار آزارواذیت ها و نکوهش ها و سرزنش هایی از سوی خانواده مادری یا پدری خود می شوند. این موضوع در خانواده دختر و برخورد با فرزندان او نمود بیشتری پیدا می کند. اگر در این میان، خانواده دختر از شوهر دخترشان رضایت نداشته باشند، این خص...



یک بام و دو هوای زندگی در خوابگاه

درخواست حذف اطلاعات




سلامت نیوز:شاید برای خیلی از دانشجویانی که در حال حاضر تحصیل می کنند زندگی در خوابگاه یک شوخی به نظر برسد یا حتی در طول تحصیل به مشقتی که هم دانشگاهی های خودشان در زندگی خوابگاهی تحمل می کنند کمترین توجهی هم نکنند اما واقعیت این است که لذت دوران دانشــجویی بـا زندگــی در خوابگاه هایی که در بسیاری از مواقع از کمترین امکانات برخوردار هستند در کام دانشجویان زهر می شود. به گزارش سلامت نیوز، روزنامه بهار نوشت: چند سال پیش فارغ از تب و تاب قبولی در دانشگاه، امری که هیجان قبولی را دوچندان می کرد، نقل و انتقال به یک شهر دیگر برای تحصیل بود. این مهاجرت در بدو امر ممکن است مهاجرت کوچکی به نظر برسد، اما در دل همین کوچکی مشکلات بزرگی نهفته است که هرکدام می تواند زمینه ساز بروز بسیاری از مشکلات دیگر و حتی بازگشت زودهنگام فرد به زادگاهش و ترک تحصیل باشد. پایان دبیرستان، آغاز آرزوی بزرگ راه یافتن به دانشگاه است. خیلی افراد مسیر رسیدن به فردایی مطلوب تر، شغل بهتر و عزت و موقعیت اجتماعی را در ورود به دانشگاه می دانند، اما این مسیر بی شک دارای فراز و نشیب هایی است. گذر از سد کنکور و قبولی در رشته مورد علاقه، تأمین هزینه های دانشگاه و خیلی چیزهای دیگر برای آنهایی که به دانشگاه هایی دور از شهر و استان خود راه پیدا می کنند، مشکل است. مشکلات خوابگاه ها مهم ترین مشکل خوابگاه های دانشجویی به خصوص در دانشگاه های بزرگ و قدیمی کشور مانند دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف، خواجه نصرالدین طوسی، صنعتی امیرکبیر و غیره از قدمت بالای ساختمان هاست که عمر بسیاری از آنها حدود 30 سال است و این مسأله موجب شده تا دانشجویان ساکن در خوابگاه ها با مشکلات زیادی مواجه باشند و گاهی نیز خبرهایی از بروز حوادث در آنها اعلام می شود. مسئولان باید این را بدانند که خوابگاه تنها جای خواب دانشجو نیست و باید تسهیلات رفاهی داشته باشد. نبود اماکن ورزشی، فضای سبز و همچنین نبود سالن مطالعه که گاهی دانشجویان ساعت ها به انتظار جای خالی می نشینند و این انتظار اغلب دانشجویان را عصبی می کند به طوری که برخی از دانشجویان بر سر جای مطالعه با یکدیگر درگیر می شوند. ساختمان ها هم آنقدر فرسوده است که برخی وقتها از گوشه و کنار همین خوابگاه ها خاکی فرو می ریزد با این حال در همین ساختمان فرسوده هم باید شانس بیاوری تا بتوانی برای خودت کنجی را گیر بیاوری. چند نفر به یک اتاق؟ یکی از بزرگترین مشکلات دانشجویان چگونگی اسکان آنها دور از خانواده و موضوع آشنای خوابگاه های دانشجویی است که البته در ارتباط با دانشجویان دختر در ابعاد بیشتری رخ نشان می دهد. خصوصیات فرهنگی جامعه، محدودیت امکانات خوابگاه های دانشجویان دختر در مقابل افزایش قابل توجه آنها، وابستگی روحی و عاطفی بیشتر دختران خانواده از جمله دلایل این امر است. کم نیستند دانشجویانی که به کمبود امکانات رفاهی، ازدحام بیش از حد دانشجو در اتاق خوابگاه ها، وضعیت نامطلوب سرویس های بهداشتی و آشپزخانه ها، نبود امکانات امنیتی و حفاظتی، نبود فضاهای مطالعه معترض هستند و هر روز صدایشان از دانشگاهی بلند می شود. دانشجویان چوب انتخاب نادرست خود را می خورند! مسئله دیگری که در امور خوابگاه ها به چشم می خورد وضعیت دانشجویان دختر دانشگاه های شبانه است. بر اساس آیین نامه ها و ضوابطی که به منظور آگاهی دانشجویان در دفترچه انتخاب رشته تحصیلی درج می شود، دانشجویان متقاضی رشته های شبانه حق استفاده از امکانات خوابگاهی دانشگاه را ندارند. اما به رغم ذکر این مورد در دفترچه راهنما، باز هم دانشجویانی هستند که از شهرستان های مختلف به منظور ادامه تحصیل، بعد از انتخاب رشته های شبانه درخواست خوابگاه می کنند. مسؤلان نیز بر اساس تعهدات اخلاقی و وجدانی به آنها کمک کرده و محل هایی را در اختیار آنها قرار می دهند یا حتی دانشجویان مجبور می شوند با پرداخت هزینه هایی به نسبت بالا در خوابگاه های خودگردان و اماکنی این چنینی ساکن شوند. البته این مسئله هم طولی نمی کشد که اعتراض دانشجویان به هزینه هایی که خود قبول کر...



راههای کاهش استرس مالی

درخواست حذف اطلاعات




به گزارش آلامتو به نقل از مردمان؛ آیا تابحال دچار استرس مالی شده اید؟ آماری درمورد تعداد افرادیکه دچار استرس مالی هستند وجود ندارد اما اگر شما هم یکی از آنها هستید، بدانید که تنها نیستید. در این مقاله به چهار علت پایه استرس مالی اشاره می کنیم و ۱۰ نکته برای برخورد موثر با آنها عنوان می کنیم تا بتوانید زندگی آرام تری داشته باشید. چطور با استرس مالی برخورد کنید نرخ بالای بیکاری، اجاره خانه و پول بنزین مسائلی واقعی هستند که قابل کنترل نیستند اما به شدت بر وضعیت حساب بانکی ما اثر می گذارند. اما خیلی مهم است که بدانیم استرس چیزی جز واکنش بدنتان به یکسری اتفاقات نیست. کمی به آن فکر کنید. در مواجهه به یک مسئله اورژانسی -- مثل آتش گرفتن خانه تان یا نزدیک شدن یک طوفان -- بعضی می ترسند و بعضی دیگر کاملاً آرام می مانند و کنترلشان را از دست نمی دهند. موقعیت برای همه یکسان است اما روشی که هر فرد به آن واکنش می دهد متفاوت است. کاملاً ممکن است که واکنش بدنتان به استرس را آرام کنید تا بتوانید خوب فکر کرده و راه حلی پیدا کنید، حتی اگر مسئله ای که موجب استرستان شده است از بین نرفته باشد. بااینکه ممکن است نتوانید هیچوقت همه استرس های زندگی تان را از بین ببرید، کنترل و مدیریت کردن آنها می تواند به ارتقاء روابط، سلامتی و حس عمومی تندرستی تان کمک کند. چه چیز موجب استرس مالی می شود؟ خیلی ها از این مسئله که چه اتفاقی برای پولشان می افتد دچار اضطراب می شوند. آنها باید ببینند مشکلشان دقیقاً کجاست تا بتوانند موثرترین راه حل را پیدا کنند. این اولین قدم است --اینکه بفهمید استرستان دقیقاً از کجا می آید. وقتی مسائل را بررسی کردید به چهار دلیل اصلی می رسید که چرا افراد درمورد مسائل مالی شان دچار اضطراب می شوند. استرس مالی ۱: غرق شدن اولین علت استرس زمانی است که هزینه های زندگی شما از درآمدتان بالاتر برود و نتوانید سرتان را بالای آب نگه دارید. این چیزی است که ما به آن غرق شدن می گوییم. مطمئناً می توانید حدس بزنید که اگر بطور مداوم بیشتر از آنچه درمی آورید، خرج کنید چه اتفاقی می افتد. شروع می کنید با رفتن زیر بار بدهی کمی به وضعیت مالی تان سر و سامان بدهید. و این کار شما را بیشتر و بیشتر غرق می کند. استرس مالی ۲: بقای بی ثمر دلیل دوم استرس زمانی است که از نظر مالی مشکلی ندارید اما احساس می کنید که آب در هاون می کوبید. این می تواند زمانی اتفاق بیفتد که با درآمدتان می توانید قبض ها را پرداخت کنید اما همیشه حسابتان صفر است. وقتی نمی توانید بالاتر از سطح هزینه هایتان بروید و کمی پول پس انداز کنید و اندوخته ای برای آینده تان داشته باشید، می تواند موجب نگرانی و استرس مالی شود. استرس مالی ۳: بدهکاری دلیل سوم استرس بدهی مالی است -- حتی اگر قادر به پرداخت هزینه هایتان باشید و کمی برای آینده تان پس انداز کنید. داشتن هر مقدار بدهی اگر باعث شود احساس استرس کنید یا احساس کنید برای پرداخت سررسید پرداخت ها به فرد طلبکار منابعتان را هدر می دهید، می تواند منبع استرس شود. استرس مالی ۴: پیچیده سازی آخرین علت استرس این است که احساس کنید هزینه هایتان کمی پیچیده شده یا از کنترلتان خارج شده است. این زمانی اتفاق می افتد که هیچ سازماندهی برای خرج و مخارجتان نداشته باشید، حساب های بانکی متفاوتی داشته، هیچ برنامه مالی نداشته باشید و یا لازم باشد برای اولین بار شروع به مدیریت هزینه هایتان کنید. پول و خوشبختی کاملاً ممکن است که واکنش بدنتان به استرس را آرام کنید تا بتوانید خوب فکر کرده و راه حلی پیدا کنید، حتی اگر مسئله ای که موجب استرستان شده است از بین نرفته باشد. خیلی افراد تصور می کنند که اگر پول بیشتری داشته باشند، همه استرس هایشان ناپدید شده و به خوشبختی خواهند رسید. در بعضی موارد درآوردن پول بیشتر راه حل مشکلات مالی است. بعنوان مثال اگر بیکار باشید یا حقوق تان مکفی نباشد، احتمالاً تازمانیکه به درآمدی که بتوانی روی آن حساب کنید نرسید، استرستان از بین نخواهد رفت. اما برای خیلی افراد، داشتن پول بیشتر باعث می شود سبک زندگی شان را طوری ت...



کولبری با کوله‌باری از تحصیل و امید

درخواست حذف اطلاعات




سلامت نیوز: او چه باید می کرد تا چرخ زندگی به کامش بچرخد؟ چه شرایطی را باید فراهم می کرد تا دنیا به کامش شیرین می شد؟ لیسانس ریاضی محض گرفت و به دنبالش فوق لیسانس برنامه ریزی شهری را دریافت کرد و حتی توانست در آزمون دکترای سال ۹۵ رتبه 12 کشوری را کسب کند. از همه این ها گذشته ورزشکار است و عضو تیم کشتی شهر مریوان هم است. یک جوان پایتخت نشین با داشتن هر کدام از این ها -و گیریم با کمی چاشنی شانس یا رابطه- طبعاً می توانست جایگاهی برای خود دست و پا کند؛ اما کیلومترها دورتر از پایتخت و در شهرستانی مرزی، او با همه این ها کاری از پیش نبرده و نتوانسته چرخ روزگار را بر وفق مراد خود بچرخاند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از عصر ایران، دلمان می گیرد وقتی می بینیم همه این افتخارات برای جوان 27ساله مریوانی هیچ گشایشی به همراه نداشته و او همچنان مجبور است برای گذران زندگی در کوه های صعب العبور کولبری کند. ورود اجناس قاچاق از مرز حکایت تلخی است که هرچند وقت یک بار نیز با سقوط مرگبار از کوه های سخت و مرگ چند نفر از این کولبران تلخ تر هم می شود. تصویر جوان کولبر 27 ساله که با وجود تحصیلات عالی و کسب رتبه 12 آزمون دکتری برای تأمین هزینه های زندگی اش کولبری می کند، بسرعت برق در فضای مجازی منتشر شد. باقر احمدی همراه با ده ها کولبر(که در میان آنها از نوجوان 14، 15 ساله تا پیرمرد 70 ساله دیده می شوند) اجناس قاچاق را به گرده می گیرد و صخره های سخت و بلند را پشت سر می گذارد تا نانی به کف آورد. هر چند وقتی فهمید قرار نیست تحصیلات و تخصص گره گشای گره کور معیشت و زندگی اش باشد، برای تأمین هزینه های زندگی به جمع کولبران پیوست. آرزویی که برآورده نشد باقر احمدی فرزند دوم و تنها پسر خانواده است. در یکی از روستاهای اطراف مریوان به دنیا آمده اما چند سالی است همراه خانواده در محله فرمانداری مریوان زندگی می کند. باهوش بود و از کودکی استعداد بسیاری در تحصیل داشت. بسرعت می آموخت و در کنار کمک به پدر در کشاورزی، درس را نیز با جدیت و نمره های خوب ادامه می داد. او از کودکی و موفقیت های تحصیلی اش این گونه می گوید: تنها پسرخانواده بودم و به پدرم در کشاورزی کمک می کردم. از دوران ابتدایی علاقه زیادی به ریاضی داشتم و همیشه بهترین نمره های کارنامه ام نمره ریاضی ام بود. با علاقه زیادی که به درس داشتم و توصیه پدرم که می گفت باید درس بخوانی تا بتوانی آینده روشنی داشته باشی، تحصیلاتم را تا دیپلم در مریوان ادامه دادم و با توصیه معلم ها برای ادامه تحصیل در دانشگاه سنندج رشته ریاضی محض را انتخاب کردم. علاقه زیادی به دنیای بیکران ریاضی داشتم و هرچه از تحصیلم می گذشت بیشتر می فهمیدم که رشته مورد علاقه ام را پیدا کرده ام. در ادامه رشته برنامه ریزی شهری همان چیزی بود که می خواستم. همیشه دوست داشتم برای شهرم کاری بتوانم انجام بدهم و مهم ترین نکته برای ساماندهی شهر برنامه ریزی مناسب است. دغدغه همیشگی من ساماندهی شهرم بود. اینکه می توانستیم با ایجاد فضای سبز مبلمان شهری را تغییر بدهیم و روح تازه ای به کالبد شهر بدهیم. همین علاقه باعث شد تا پس از فارغ التحصیلی در مقطع کارشناسی برای ادامه تحصیل رشته برنامه ریزی شهری را انتخاب کنم و در دانشگاه باهنر کرمان پذیرفته شدم. با شوق زیاد درس می خواندم و تنها آرزویم این بود در جایی مشغول به کار شوم که بتوانم به شهرم خدمت کنم. در این مدت تأمین هزینه های تحصیل برای من سخت بود و این هزینه ها را گاهی با کمک های پدر یا گاهی با کارگری تأمین می کردم. در کنار تحصیل چندین مقاله در زمینه مبلمان شهری و فضای سبز نوشتم و آنها را به شهرداری و شورای شهر دادم. سال 95 فارغ التحصیل شدم و بازهم تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم. در کنکور دکتری شرکت کردم و با کسب رتبه 12 در رشته برنامه ریزی شهری قبول شدم. اما این ابتدای راه بود و باید مرحله مصاحبه را پشت سر می گذاشتم. متأسفانه وقتی برای مصاحبه به چند دانشگاه از جمله دو دانشگاه در تهران آمدم اعلام کردند نمی توانند مرا بپذیرند. اولویت اول آنها دانشجویان خودشان بود و با اعمال سلیقه اج...



مارتین کولشتت: موسیقی ام را نوعی موسیقی فیلم می دانم

درخواست حذف اطلاعات




موسیقی ما - «مارتین کولشتت» پیانیست و آهنگساز جوان آلمانی، زاده سال 1988 و خالق آلبوم های پرفروشی چون tag (روز) و nacht (شب)، پنجشنبه 5 اسفند ماه در فستیوال موسیقی صبا، برای نخستین بار در تهران روی صحنه ی تالار رودکی رفت. او با این ایده که «موسیقی موجودیتی ثابت و تمام شده نیست، بلکه در دیالوگی مداوم بین موسیقی دان و شنونده جریان دارد»، قطعه های مُدولار خود را اجرا کرد. او راه خود را از میان بدن های چوبی، چکش ها وسیم های پیانو به موسیقی می یابد و آن را برخاسته از دل طبیعتی می داند که در آن زاده شده و وابسته ی آن است. کولشتت در اجرای خود رگه هایی از موسیقی مینیمال و موسیقی تجربی را با بداهه نوازی های شاعرانه ی برگرفته از موسیقی کلاسیک در هم آمیخت و با همراهی مخاطبان ایرانی خود صحنه هایی بدیع آفرید. در بخشی از اجرا، کولشتت به همراه «پیمان یزدانیان» پیانیست و آهنگساز ایرانی، در کنار هم پشت پیانو نشستند و دیالوگی شورانگیز با موسیقی خلق کردند. درباره ی این اجرا با او گفت وگو کرده ایم. * به عنوان نخستین سؤال می خواهم بدانم موسیقی خود را چگونه توصیف می کنید؟ اگر قرار باشد موسیقی تان را با واژه ها و تعابیرِ خودتان شرح دهید، چه می گویید؟ این بحثی است که تقریباً هر روز با آن مواجه ام. روز گذشته پیش «پیمان یزدانیان» رفتم که قرار است امشب در بخشی از اجرا با هم هم نوازی داشته باشیم. در آن دیدار ابتدا تلاش کردیم که همه چیز را در چهارچوب ژانرها قرار دهیم؛ اما نشد. به نظر من دسته بندی موسیقایی کار چندان آسانی نیست. شاید بتوانم موسیقی خودم را نوعی موسیقی فیلم توصیف کنم. فیلمی که هنگام اجرا مخاطبان را به درون خود می کِشد و صحنه هایی را پیش روی آنان می آفریند. نمی دانم... در موسیقیِ من پیانو در محوریت است؛ اما با بارقه هایی از موسیقی الکترونیک. نمی دانم؛ شاید خوشحالم که بگویم بسیار عالی است که در حال حاضر هیچ قالب و تعریف مشخصی برای این موسیقی وجود ندارد. * شما گفته اید به باور شما این موسیقی نیست که وجود دارد، بلکه فقط موسیقی دان وجود دارد و مخاطبان و آن چیزی که بین این دو می گذرد. می شود کمی این توصیف را بسط دهید؟ به نظر من هیچ کس نمی تواند موسیقی اش را شرح دهد؛ این کار، اصلاً آسان نیست. در خلق موسیقی، عوامل بسیاری نقش دارد، مثل آهنگسازی یک قطعه، روابط بین نُت ها و تونالیته، و همچنین عوامل فیزیکی. چیزهای زیادی باید با هم درآمیزند تا موسیقی به وجود بیاید؛ اما هیچ کس نمی تواند موسیقی و کاری که موسیقی با تو و ذهن تو انجام می دهد را توصیف کند. برای من واژه های مناسبی برای توصیف وجود ندارد؛ یعنی به وسیله ی واژگان زبان نمی توانم آن را شرح دهم. به باور من، ما با بُعدی دیگر و حتی جهان دیگری مواجه هستیم. آنچه می گذرد، گفت وشنیدی مدام است میان نوازنده و شنوندگان. قطعه های من هفتاد درصد بر اساس بداهه پایه ریزی شده؛ بداهه ای که متأثر از حال وهوای مخاطبان، فضای اجرا و حتی کشوری است که در آن اجرا می کنم. * اصلاً چه چیزی باعث شد که شما یک موسیقی دان شوید؟ ۱۲ ساله بودم که از مدرسه به خانه آمدم. ما یک پیانوی خیلی قدیمی داشتیم. من پشت آن نشستم و کلید «لا» را فشار دادم. یک ساعتِ پاندولی خیلی بزرگ هم در همان اتاق بود که تمام مدت تیک تاک می کرد. من فقط کلید لا را، با ضرباهنگ تیک تاک ساعت می نواختم. نمی دانم چرا همیشه مضطرب بودم و این کار به من حس آرامش و تمرکز می داد و بنابراین بعد از مدرسه همیشه این کار را تکرار می کردم. شروع آن از اینجا بود. این کار را به مدت شش ماه ادامه دادم. گاهی 20 دقیقه گاهی وقت ها یک ساعت. البته آن زمان نمی دانستم که آن کلید، کلیدِ لا است، چون چیز زیادی از موسیقی نمی دانستم. این اولین گام در یادگیری موسیقی برای من بود. بعد از شش ماه کلیدهای سفید دیگر را هم می نواختم؛ فقط کلیدهای سفید را می نواختم و خیلی محتاط. بله... این شروع کار من بود. * پس شما به نوعی با خودآموزی موسیقی را شروع کردید. بله. من به مدت 3 تا 4 سال به صورت خودآموز پیانو می نواختم. سپس در حوزه موسیقی جاز و موسیقی اینتراکتیو کار خود را ادامه دادم. * نظر شما در مورد موسیقی جَز چیست و تا چه اندازه از عنصرهای آن در موسیقی خود بهره می برید؟ جذابیت موسیقی جَز به مفهومی که در پس آن وجود دارد برمی گردد. به نظر من این که بتوانی با دیگران در مورد موسیقی حرف بزنی خیلی خوب است، یا در مورد چیزهایی که در موسیقی وجود دارد، مثل حرف زدن راجع به قطعات. من از چیزی که می نواختم و انجام می دادم چندان مطمئن نبودم و این که بتوانم در مورد آن حرف بزنم خیلی برایم مهم بود. موسیقی جز این امکان را به من داد، به نوعی واژه های مناسب را برای بیان خود در موسیقی در اختیار من قرار داد. * این نخستین بار است که به ایران می آیید؟ بله. * تا به حال به دیگر کشورهای آسیایی هم سفرکرده اید؟ من به ترکیه و آسیای جنوبی سفر کرده ام و در آن جا تعطیلات خود را گذرانده ام و این اولین بار است ک...



مارتین کولشتت: موسیقی ام را نوعی موسیقی فیلم می دانم

درخواست حذف اطلاعات




موسیقی ما - «مارتین کولشتت» پیانیست و آهنگساز جوان آلمانی، زاده سال 1988 و خالق آلبوم های پرفروشی چون tag (روز) و nacht (شب)، پنجشنبه 5 اسفند ماه در فستیوال موسیقی صبا، برای نخستین بار در تهران روی صحنه ی تالار رودکی رفت. او با این ایده که «موسیقی موجودیتی ثابت و تمام شده نیست، بلکه در دیالوگی مداوم بین موسیقی دان و شنونده جریان دارد»، قطعه های مُدولار خود را اجرا کرد. او راه خود را از میان بدن های چوبی، چکش ها وسیم های پیانو به موسیقی می یابد و آن را برخاسته از دل طبیعتی می داند که در آن زاده شده و وابسته ی آن است. کولشتت در اجرای خود رگه هایی از موسیقی مینیمال و موسیقی تجربی را با بداهه نوازی های شاعرانه ی برگرفته از موسیقی کلاسیک در هم آمیخت و با همراهی مخاطبان ایرانی خود صحنه هایی بدیع آفرید. در بخشی از اجرا، کولشتت به همراه «پیمان یزدانیان» پیانیست و آهنگساز ایرانی، در کنار هم پشت پیانو نشستند و دیالوگی شورانگیز با موسیقی خلق کردند. درباره ی این اجرا با او گفت وگو کرده ایم. * به عنوان نخستین سؤال می خواهم بدانم موسیقی خود را چگونه توصیف می کنید؟ اگر قرار باشد موسیقی تان را با واژه ها و تعابیرِ خودتان شرح دهید، چه می گویید؟ این بحثی است که تقریباً هر روز با آن مواجه ام. روز گذشته پیش «پیمان یزدانیان» رفتم که قرار است امشب در بخشی از اجرا با هم هم نوازی داشته باشیم. در آن دیدار ابتدا تلاش کردیم که همه چیز را در چهارچوب ژانرها قرار دهیم؛ اما نشد. به نظر من دسته بندی موسیقایی کار چندان آسانی نیست. شاید بتوانم موسیقی خودم را نوعی موسیقی فیلم توصیف کنم. فیلمی که هنگام اجرا مخاطبان را به درون خود می کِشد و صحنه هایی را پیش روی آنان می آفریند. نمی دانم... در موسیقیِ من پیانو در محوریت است؛ اما با بارقه هایی از موسیقی الکترونیک. نمی دانم؛ شاید خوشحالم که بگویم بسیار عالی است که در حال حاضر هیچ قالب و تعریف مشخصی برای این موسیقی وجود ندارد. * شما گفته اید به باور شما این موسیقی نیست که وجود دارد، بلکه فقط موسیقی دان وجود دارد و مخاطبان و آن چیزی که بین این دو می گذرد. می شود کمی این توصیف را بسط دهید؟ به نظر من هیچ کس نمی تواند موسیقی اش را شرح دهد؛ این کار، اصلاً آسان نیست. در خلق موسیقی، عوامل بسیاری نقش دارد، مثل آهنگسازی یک قطعه، روابط بین نُت ها و تونالیته، و همچنین عوامل فیزیکی. چیزهای زیادی باید با هم درآمیزند تا موسیقی به وجود بیاید؛ اما هیچ کس نمی تواند موسیقی و کاری که موسیقی با تو و ذهن تو انجام می دهد را توصیف کند. برای من واژه های مناسبی برای توصیف وجود ندارد؛ یعنی به وسیله ی واژگان زبان نمی توانم آن را شرح دهم. به باور من، ما با بُعدی دیگر و حتی جهان دیگری مواجه هستیم. آنچه می گذرد، گفت وشنیدی مدام است میان نوازنده و شنوندگان. قطعه های من هفتاد درصد بر اساس بداهه پایه ریزی شده؛ بداهه ای که متأثر از حال وهوای مخاطبان، فضای اجرا و حتی کشوری است که در آن اجرا می کنم. * اصلاً چه چیزی باعث شد که شما یک موسیقی دان شوید؟ ۱۲ ساله بودم که از مدرسه به خانه آمدم. ما یک پیانوی خیلی قدیمی داشتیم. من پشت آن نشستم و کلید «لا» را فشار دادم. یک ساعتِ پاندولی خیلی بزرگ هم در همان اتاق بود که تمام مدت تیک تاک می کرد. من فقط کلید لا را، با ضرباهنگ تیک تاک ساعت می نواختم. نمی دانم چرا همیشه مضطرب بودم و این کار به من حس آرامش و تمرکز می داد و بنابراین بعد از مدرسه همیشه این کار را تکرار می کردم. شروع آن از اینجا بود. این کار را به مدت شش ماه ادامه دادم. گاهی 20 دقیقه گاهی وقت ها یک ساعت. البته آن زمان نمی دانستم که آن کلید، کلیدِ لا است، چون چیز زیادی از موسیقی نمی دانستم. این اولین گام در یادگیری موسیقی برای من بود. بعد از شش ماه کلیدهای سفید دیگر را هم می نواختم؛ فقط کلیدهای سفید را می نواختم و خیلی محتاط. بله... این شروع کار من بود. * پس شما به نوعی با خودآموزی موسیقی را شروع کردید. بله. من به مدت 3 تا 4 سال به صورت خودآموز پیانو می نواختم. سپس در حوزه موسیقی جاز و موسیقی اینتراکتیو کار خود را ادامه دادم. * نظر شما در مورد موسیقی جَز چیست و تا چه اندازه از عنصرهای آن در موسیقی خود بهره می برید؟ جذابیت موسیقی جَز به مفهومی که در پس آن وجود دارد برمی گردد. به نظر من این که بتوانی با دیگران در مورد موسیقی حرف بزنی خیلی خوب است، یا در مورد چیزهایی که در موسیقی وجود دارد، مثل حرف زدن راجع به قطعات. من از چیزی که می نواختم و انجام می دادم چندان مطمئن نبودم و این که بتوانم در مورد آن حرف بزنم خیلی برایم مهم بود. موسیقی جز این امکان را به من داد، به نوعی واژه های مناسب را برای بیان خود در موسیقی در اختیار من قرار داد. * این نخستین بار است که به ایران می آیید؟ بله. * تا به حال به دیگر کشورهای آسیایی هم سفرکرده اید؟ من به ترکیه و آسیای جنوبی سفر کرده ام و در آن جا تعطیلات خود را گذرانده ام و این اولین بار است ک...



مارتین کولشتت: موسیقی ام را نوعی موسیقی فیلم می دانم

درخواست حذف اطلاعات




موسیقی ما - «مارتین کولشتت» پیانیست و آهنگساز جوان آلمانی، زاده سال 1988 و خالق آلبوم های پرفروشی چون tag (روز) و nacht (شب)، پنجشنبه 5 اسفند ماه در فستیوال موسیقی صبا، برای نخستین بار در تهران روی صحنه ی تالار رودکی رفت. او با این ایده که «موسیقی موجودیتی ثابت و تمام شده نیست، بلکه در دیالوگی مداوم بین موسیقی دان و شنونده جریان دارد»، قطعه های مُدولار خود را اجرا کرد. او راه خود را از میان بدن های چوبی، چکش ها وسیم های پیانو به موسیقی می یابد و آن را برخاسته از دل طبیعتی می داند که در آن زاده شده و وابسته ی آن است. کولشتت در اجرای خود رگه هایی از موسیقی مینیمال و موسیقی تجربی را با بداهه نوازی های شاعرانه ی برگرفته از موسیقی کلاسیک در هم آمیخت و با همراهی مخاطبان ایرانی خود صحنه هایی بدیع آفرید. در بخشی از اجرا، کولشتت به همراه «پیمان یزدانیان» پیانیست و آهنگساز ایرانی، در کنار هم پشت پیانو نشستند و دیالوگی شورانگیز با موسیقی خلق کردند. درباره ی این اجرا با او گفت وگو کرده ایم. * به عنوان نخستین سؤال می خواهم بدانم موسیقی خود را چگونه توصیف می کنید؟ اگر قرار باشد موسیقی تان را با واژه ها و تعابیرِ خودتان شرح دهید، چه می گویید؟ این بحثی است که تقریباً هر روز با آن مواجه ام. روز گذشته پیش «پیمان یزدانیان» رفتم که قرار است امشب در بخشی از اجرا با هم هم نوازی داشته باشیم. در آن دیدار ابتدا تلاش کردیم که همه چیز را در چهارچوب ژانرها قرار دهیم؛ اما نشد. به نظر من دسته بندی موسیقایی کار چندان آسانی نیست. شاید بتوانم موسیقی خودم را نوعی موسیقی فیلم توصیف کنم. فیلمی که هنگام اجرا مخاطبان را به درون خود می کِشد و صحنه هایی را پیش روی آنان می آفریند. نمی دانم... در موسیقیِ من پیانو در محوریت است؛ اما با بارقه هایی از موسیقی الکترونیک. نمی دانم؛ شاید خوشحالم که بگویم بسیار عالی است که در حال حاضر هیچ قالب و تعریف مشخصی برای این موسیقی وجود ندارد. * شما گفته اید به باور شما این موسیقی نیست که وجود دارد، بلکه فقط موسیقی دان وجود دارد و مخاطبان و آن چیزی که بین این دو می گذرد. می شود کمی این توصیف را بسط دهید؟ به نظر من هیچ کس نمی تواند موسیقی اش را شرح دهد؛ این کار، اصلاً آسان نیست. در خلق موسیقی، عوامل بسیاری نقش دارد، مثل آهنگسازی یک قطعه، روابط بین نُت ها و تونالیته، و همچنین عوامل فیزیکی. چیزهای زیادی باید با هم درآمیزند تا موسیقی به وجود بیاید؛ اما هیچ کس نمی تواند موسیقی و کاری که موسیقی با تو و ذهن تو انجام می دهد را توصیف کند. برای من واژه های مناسبی برای توصیف وجود ندارد؛ یعنی به وسیله ی واژگان زبان نمی توانم آن را شرح دهم. به باور من، ما با بُعدی دیگر و حتی جهان دیگری مواجه هستیم. آنچه می گذرد، گفت وشنیدی مدام است میان نوازنده و شنوندگان. قطعه های من هفتاد درصد بر اساس بداهه پایه ریزی شده؛ بداهه ای که متأثر از حال وهوای مخاطبان، فضای اجرا و حتی کشوری است که در آن اجرا می کنم. * اصلاً چه چیزی باعث شد که شما یک موسیقی دان شوید؟ ۱۲ ساله بودم که از مدرسه به خانه آمدم. ما یک پیانوی خیلی قدیمی داشتیم. من پشت آن نشستم و کلید «لا» را فشار دادم. یک ساعتِ پاندولی خیلی بزرگ هم در همان اتاق بود که تمام مدت تیک تاک می کرد. من فقط کلید لا را، با ضرباهنگ تیک تاک ساعت می نواختم. نمی دانم چرا همیشه مضطرب بودم و این کار به من حس آرامش و تمرکز می داد و بنابراین بعد از مدرسه همیشه این کار را تکرار می کردم. شروع آن از اینجا بود. این کار را به مدت شش ماه ادامه دادم. گاهی 20 دقیقه گاهی وقت ها یک ساعت. البته آن زمان نمی دانستم که آن کلید، کلیدِ لا است، چون چیز زیادی از موسیقی نمی دانستم. این اولین گام در یادگیری موسیقی برای من بود. بعد از شش ماه کلیدهای سفید دیگر را هم می نواختم؛ فقط کلیدهای سفید را می نواختم و خیلی محتاط. بله... این شروع کار من بود. * پس شما به نوعی با خودآموزی موسیقی را شروع کردید. بله. من به مدت 3 تا 4 سال به صورت خودآموز پیانو می نواختم. سپس در حوزه موسیقی جاز و موسیقی اینتراکتیو کار خود را ادامه دادم. * نظر شما در مورد موسیقی جَز چیست و تا چه اندازه از عنصرهای آن در موسیقی خود بهره می برید؟ جذابیت موسیقی جَز به مفهومی که در پس آن وجود دارد برمی گردد. به نظر من این که بتوانی با دیگران در مورد موسیقی حرف بزنی خیلی خوب است، یا در مورد چیزهایی که در موسیقی وجود دارد، مثل حرف زدن راجع به قطعات. من از چیزی که می نواختم و انجام می دادم چندان مطمئن نبودم و این که بتوانم در مورد آن حرف بزنم خیلی برایم مهم بود. موسیقی جز این امکان را به من داد، به نوعی واژه های مناسب را برای بیان خود در موسیقی در اختیار من قرار داد. * این نخستین بار است که به ایران می آیید؟ بله. * تا به حال به دیگر کشورهای آسیایی هم سفرکرده اید؟ من به ترکیه و آسیای جنوبی سفر کرده ام و در آن جا تعطیلات خود را گذرانده ام و این اولین بار است ک...



مارتین کولشتت: موسیقی ام را نوعی موسیقی فیلم می دانم

درخواست حذف اطلاعات




موسیقی ما - «مارتین کولشتت» پیانیست و آهنگساز جوان آلمانی، زاده سال 1988 و خالق آلبوم های پرفروشی چون tag (روز) و nacht (شب)، پنجشنبه 5 اسفند ماه در فستیوال موسیقی صبا، برای نخستین بار در تهران روی صحنه ی تالار رودکی رفت. او با این ایده که «موسیقی موجودیتی ثابت و تمام شده نیست، بلکه در دیالوگی مداوم بین موسیقی دان و شنونده جریان دارد»، قطعه های مُدولار خود را اجرا کرد. او راه خود را از میان بدن های چوبی، چکش ها وسیم های پیانو به موسیقی می یابد و آن را برخاسته از دل طبیعتی می داند که در آن زاده شده و وابسته ی آن است. کولشتت در اجرای خود رگه هایی از موسیقی مینیمال و موسیقی تجربی را با بداهه نوازی های شاعرانه ی برگرفته از موسیقی کلاسیک در هم آمیخت و با همراهی مخاطبان ایرانی خود صحنه هایی بدیع آفرید. در بخشی از اجرا، کولشتت به همراه «پیمان یزدانیان» پیانیست و آهنگساز ایرانی، در کنار هم پشت پیانو نشستند و دیالوگی شورانگیز با موسیقی خلق کردند. درباره ی این اجرا با او گفت وگو کرده ایم. * به عنوان نخستین سؤال می خواهم بدانم موسیقی خود را چگونه توصیف می کنید؟ اگر قرار باشد موسیقی تان را با واژه ها و تعابیرِ خودتان شرح دهید، چه می گویید؟ این بحثی است که تقریباً هر روز با آن مواجه ام. روز گذشته پیش «پیمان یزدانیان» رفتم که قرار است امشب در بخشی از اجرا با هم هم نوازی داشته باشیم. در آن دیدار ابتدا تلاش کردیم که همه چیز را در چهارچوب ژانرها قرار دهیم؛ اما نشد. به نظر من دسته بندی موسیقایی کار چندان آسانی نیست. شاید بتوانم موسیقی خودم را نوعی موسیقی فیلم توصیف کنم. فیلمی که هنگام اجرا مخاطبان را به درون خود می کِشد و صحنه هایی را پیش روی آنان می آفریند. نمی دانم... در موسیقیِ من پیانو در محوریت است؛ اما با بارقه هایی از موسیقی الکترونیک. نمی دانم؛ شاید خوشحالم که بگویم بسیار عالی است که در حال حاضر هیچ قالب و تعریف مشخصی برای این موسیقی وجود ندارد. * شما گفته اید به باور شما این موسیقی نیست که وجود دارد، بلکه فقط موسیقی دان وجود دارد و مخاطبان و آن چیزی که بین این دو می گذرد. می شود کمی این توصیف را بسط دهید؟ به نظر من هیچ کس نمی تواند موسیقی اش را شرح دهد؛ این کار، اصلاً آسان نیست. در خلق موسیقی، عوامل بسیاری نقش دارد، مثل آهنگسازی یک قطعه، روابط بین نُت ها و تونالیته، و همچنین عوامل فیزیکی. چیزهای زیادی باید با هم درآمیزند تا موسیقی به وجود بیاید؛ اما هیچ کس نمی تواند موسیقی و کاری که موسیقی با تو و ذهن تو انجام می دهد را توصیف کند. برای من واژه های مناسبی برای توصیف وجود ندارد؛ یعنی به وسیله ی واژگان زبان نمی توانم آن را شرح دهم. به باور من، ما با بُعدی دیگر و حتی جهان دیگری مواجه هستیم. آنچه می گذرد، گفت وشنیدی مدام است میان نوازنده و شنوندگان. قطعه های من هفتاد درصد بر اساس بداهه پایه ریزی شده؛ بداهه ای که متأثر از حال وهوای مخاطبان، فضای اجرا و حتی کشوری است که در آن اجرا می کنم. * اصلاً چه چیزی باعث شد که شما یک موسیقی دان شوید؟ ۱۲ ساله بودم که از مدرسه به خانه آمدم. ما یک پیانوی خیلی قدیمی داشتیم. من پشت آن نشستم و کلید «لا» را فشار دادم. یک ساعتِ پاندولی خیلی بزرگ هم در همان اتاق بود که تمام مدت تیک تاک می کرد. من فقط کلید لا را، با ضرباهنگ تیک تاک ساعت می نواختم. نمی دانم چرا همیشه مضطرب بودم و این کار به من حس آرامش و تمرکز می داد و بنابراین بعد از مدرسه همیشه این کار را تکرار می کردم. شروع آن از اینجا بود. این کار را به مدت شش ماه ادامه دادم. گاهی 20 دقیقه گاهی وقت ها یک ساعت. البته آن زمان نمی دانستم که آن کلید، کلیدِ لا است، چون چیز زیادی از موسیقی نمی دانستم. این اولین گام در یادگیری موسیقی برای من بود. بعد از شش ماه کلیدهای سفید دیگر را هم می نواختم؛ فقط کلیدهای سفید را می نواختم و خیلی محتاط. بله... این شروع کار من بود. * پس شما به نوعی با خودآموزی موسیقی را شروع کردید. بله. من به مدت 3 تا 4 سال به صورت خودآموز پیانو می نواختم. سپس در حوزه موسیقی جاز و موسیقی اینتراکتیو کار خود را ادامه دادم. * نظر شما در مورد موسیقی جَز چیست و تا چه اندازه از عنصرهای آن در موسیقی خود بهره می برید؟ جذابیت موسیقی جَز به مفهومی که در پس آن وجود دارد برمی گردد. به نظر من این که بتوانی با دیگران در مورد موسیقی حرف بزنی خیلی خوب است، یا در مورد چیزهایی که در موسیقی وجود دارد، مثل حرف زدن راجع به قطعات. من از چیزی که می نواختم و انجام می دادم چندان مطمئن نبودم و این که بتوانم در مورد آن حرف بزنم خیلی برایم مهم بود. موسیقی جز این امکان را به من داد، به نوعی واژه های مناسب را برای بیان خود در موسیقی در اختیار من قرار داد. * این نخستین بار است که به ایران می آیید؟ بله. * تا به حال به دیگر کشورهای آسیایی هم سفرکرده اید؟ من به ترکیه و آسیای جنوبی سفر کرده ام و در آن جا تعطیلات خود را گذرانده ام و این اولین بار است ک...



پاسخ مسابقه هوشمندانه دهم: عدد پسورد است!

درخواست حذف اطلاعات




هوشمندانه دهم هم به پایان رسید که در آن یک سوال ریاضی مطرح شده بود که بسیاری از دوستان در ابتدا پاسخ اشتباه فرستادند اما کاربران بعدی با استفاده از وقت بیشتر، به پاسخ صحیح رسیدند. سوال هوشمندان...